از: محمدكريم نائل
مقدمه
يكي از مشكلات عمده كاربرد و پياده سازي فنون آماري در خطوط توليد و درراستاي مديريت كيفيت جامع و كنترل فرآيند آماري ''SPC''، چگونگي بيان كاربرد اصول و مفاهيم ساده آماري و نحوه به كارگيري آنها براي حل مشكلات ، برنامه ريزي وتصميم گيري است . در واقع مشكل عمده و اصلي از آنجا ناشي مي شود كه تكنيسين ها وكارشناسان ما به رغم گذراندن دروس آمار كاربردي در دانشگاهها در عمل تنها با انبوهي ازفرمولها و روابط آماري به صورت تئوري آشنا مي شوند و چه بسا فارغ التحصيلي كه اين درس را با نمره عالي گذرانده ، ولي از استفاده از علم آمار در عمل ناتوان است و حتي نمي داند و نمي تواند كه چگونه بايد با يك مشكل ساده مواجه شود و چگونه داده ها واطلاعات را جمع آوري و يا اطلاعات جمع آوري شده را تجزيه و تحليل كند. اين مساله ازآنجا ناشي مي شود كه كتابهاي درسي تدوين شده در رابطه با آمار كاربردي باتوجه به تعداد نسبتا زياد آنها، كمتر به كاربرد علم آمار و مسائل عملي آن پرداخته اند. به طور مثال مي توان به اين نكته توجه كرد كه در بيشتر كتابهاي درسي تحت عنوان آمار كاربردي به نمودار پارتو كه يكي از مهم ترين و كاربردي ترين نمودارهاي آماري است و امروزه درفرآيندهاي توليدي و غيرتوليدي مورد استفاده قرار مي گيرد اشاره نشده و يا تنها به معرفي كوتاهي از آن اكتفا شده است
تاريخچه
در سال 1897 ويلفرد پارتو ''اقتصاددان ايتالياي1848-1923 فرمولي ارائه كرد كه نشان مي داد توزيع درآمد ناهموار است . او درآمد فردي را روي محور افقي و جمعيت رابر روي محور عمودي نشان داد و دريافت كه تعداد اندكي از مردم داراي درآمد زياد و اكثرافراد جامعه داراي درآمد اندكي هستند، نمودار زير بيانگر اين فرمول است .
براساس اصلي كه وي در اقتصاد اجتماعي بيان كرد، حدود 80 درصد نتايج از20درصد علل ناشي مي شود. به عبارت ديگر اگرچه براي مسائل موجود، علل بسيار زيادي وجود دارد ولي تعداد كمي حائز اهميت است . آن چه پارتو روي اين نكته توجه كرد، كه اگر شما يك ، دو يا سه عامل اصلي را درنظر بگيريد درباره اكثريت عاملها فكر كرده ايد،بدين طريق نمودار پارتو در سا1897 به وجود آمد، يك تئوري مشابه به صورت نموداري توسط لورنز ''اقتصاددان آمريكايي '' در سال 1907 ارائه شد. هردو محقق اشاره داشتند كه بيشترين سهم درآمد يا ثروت توسط افراد بسيار كمي از مردم نگهداري مي شود، بعدها در زمينه كيفيت دكتر ژوزف جوران در سال1954 روش نموداري لورنز رابه عنوان فرمولي براي تقسيم بندي مسائل كيفي به مشكلات اساسي معدود و مشكلات جزيي بسيار به كار گرفت و اين روش را تجزيه و تحليل پارتو ناميد.
كاربرد نمودار پارتو
نمودار پارتو يك نمودار ميله اي است كه علل مشكلات به وجود آمده را با فراواني آن مقايسه مي كند، در نمودار پارتو از زواياي مختلف مي توان به يك مساله نگاه كرد و سپس به حل آن پرداخت از جمله :
كيفيت : نواقص ، عيوب ، خرابيها، شكايات ، موارد برگشتي و تعميرات ;
هزينه : مقدار زيان ، گراني ;
خريد وفروش :انبارداري ، اشكال در پرداخت ، تاخير در تحويل ;
ايمني : حوادث ، اشتباهات ، شكستگي در حمل و نقل ;
اپراتور: شيفت ، گروه ، سن ، تجربه و مهارت ، اشخاص ;
ماشين : ماشينها، تجهيزات ، ابزار، ساختار، مدل ، اسبابها;
مواد خام : سازنده ، طرح ، مقدار و نوع ;
روش ساخت : شرايط، دستورالعمل ، ترتيب و روشها.
چگونگي رسم نمودار پارتو:
براي رسم نمودار پارتو انجام مراحل زير ضروري است :
مرحله اول : ابتدا مشخص كنيد كه كدام مسائل براي رسيدگي هستند و چطور اطلاعات وداده ها را بايد جمع آوري كرد.
الف - تصميم بگيريد كدام مسائل را مي خواهيد رسيدگي و برطرف كنيد، مثال مواردنقص ، زيانهاي پولي ، حوادث قابل اتفاق .
ب - مشخص كنيد كه چه داده هايي لازم است جمع آوري شود و چطور آنها را طبقه بندي كنيد، مثال باتوجه به موارد نقص ، فرآيند كار، ماشين ، كارگر و روش ، موارد غيرمهم وجزيي را تحت عنوان ساير طبقه بندي كنيد.
ج - روش جمع آوري داده هاو دوره زماني جمع آوري آن را مشخص كنيد.
مرحله دوم : يك برگه كنترل ''برگه ثبت اطلاعات '' مناسب طراحي كنيد.
مرحله سوم : بعد از علامت گذاري و ثبت موارد مشاهده شده در برگه كنترل فراواني آنها رابه دست آوريد.
مرحله چهارم : يك جدول توزيع فراواني شامل تمام موارد فهرست شده ، ستونهاي فراواني ، فراواني تجمعي ، درصد فراواني و درصد فراواني تجمعي تهيه كنيد.
مرحله پنجم : جدول توزيع فراواني را برحسب تعداد به ترتيب غيرنزولي مرتب كنيد. لازم به ذكر است كه مورد ساير، يا غيرو را در آخرين سطر جدول قرار دهيد. مورد فوق نبايدخيلي بزرگتر از ساير موارد باشد.
مرحله ششم : يك محور افقي و دو محور عمودي رسم كنيد:
الف - محور افقي : اين محور را به تعدادي فواصل يكسان شامل تمام موارد، تقسيم بندي كنيد.
ب - محور عمودي سمت چپ : اين محور را از صفر تا n ''جمع كل داده ها'' مدرج كنيد.
ج - محور عمودي سمت راست : اين محور را از صفر ت100 ''درصد كل '' مدرج كنيد.
مرحله هفتم : يك نمودار ستوني رسم كنيد.
مرحله هشتم : منحني فراواني تجمعي ، منحني پارتو را رسم كنيد، براي اين كار ارزشهاي تجمعي را در بالاي سمت راست ستون مربوط به هر طبقه با نقطه اي مشخص كرده وسپس اين نقاط را به يكديگر وصل كنيد.
مرحله نهم : تمام اطلاعات ضروري را روي نمودار ثبت كنيد:
الف - اطلاعات مربوط به نمودار شامل عنوان ، واحد، نام رسم كننده نمودار، موارد بامعني و...
ب - اطلاعات مربوط به داده ها شامل دوره زماني ، محل جمع آوري داده ها، موضوع ،جمع كل داده ها و...
مثال : باتوجه به برگه كنترل ''ثبت اطلاعات '' زير يك نمودار پارتو رسم كنيد.
|
كد |
علت خرابي | تعداد | درصد فراواني | فراواني تجمعي | درصدفراواني تجمعي |
| A |
قطعه خراب |
60 | 30 | 60 | 30 |
| B | لحيم كاري | 46 | 23 | 106 | 53 |
| C | اتصال موبي برد | 39 | 19/5 | 145 | 72/5 |
| D | كاشت قطعه | 20 | 10 | 165 | 82/5 |
| E | تنظيم | 16 | 8 | 181 | 90/5 |
| F | ساير | 19 | 9/5 | 200 | 100 |
| جمع | 200 | 100 | --- | --- | |
نكاتي در مورد نمودار پارتو:
1 - باتوجه به طبقه بنديهاي مختلف انواع نمودار پارتو را رسم كنيد. ذات و جوهره اصلي يك مساله به وسيله مشاهده از زواياي مختلف فهميده مي شود. بنابراين لازم است بااستفاده از طبقه بندي نمودارهاي مختلف پارتو رسم شود تا عيوب جزئي حياتي كه هدف اصلي آناليز پارتو است شناسايي گردد.
2 - اگر ستون مربوط به فراواني طبقه ساير ''غيرو'' بزرگتر از ساير ستونها باشد ما از هدف اصلي نمودار پارتو ''پيداكردن عيوب جزيي حياتي '' باز مانده ايم . بنابراين در اين مورد بهتراست در روش طبقه بندي تجديد نظر گردد.
3 - از آنجا كه هزينه يكي از مهم ترين ابزارهاي مديريتي است ، بهتر است كه براي مفاهيم پولي و هزينه اي يك نمودار پارتوي مناسب رسم شود.
چگونگي استفاده از نمودار پارتو:
بامشاهده نمودار پارتو با يك نظر اجمالي دو يا سه مساله ''علت بروز مشكل '' كه درميان چندين مساله و يا علتهايي كه واقعا در بروز مشكل موثر بوده اند را پيدا خواهيم كرد.از نمودار پارتو مي توان در موارد زير استفاده كرد:
1 - پي بردن به مشكلات و مسائل اساسي كه بايد حل شوند;
2 - پي بردن به وضعيت گذشته و حال مسائل و مشكلات ;
3 - طبقه بندي مسائل به منظور تصميم گيري سريع و صحيح ;
4 - اطمينان از نتايج بعد از آزمايشها و مطالعات براي تاييد نتايج ، اجراي راه حل واندازه گيري بهبود ايجاد شده ;
5 - تجزيه و تحليل عوامل ''علتها'' ريشه اي مشكلات و مسائل جهت كشف علت اصلي و موثر بروز مشكل .
|
برگه بازرسي خط توليد راديو سه موج تاريخ: نام و نام خانوادگي بازرس: نام واحد: محدوده زماني از ... تا.... هدف: تعيين علل خرابي در خط توليد برد راديو سه موج مكان: خط توليد راديو سه موج
| ||||||
| شرح علل خرابي | شنبه | يكشنبه | دوشنبه | سه شنبه | چهارشنبه | جمع |
| لحيم كاري | 12 | 8 | 9 | 6 | 11 | 46 |
| اتصال مويي برد | 11 | 7 | 6 | 9 | 6 | 39 |
| قطعه خراب | 16 | 11 | 11 | 9 | 13 | 60 |
| كاشت قطعه | 3 | 5 | 3 | 4 | 5 | 20 |
| تنظيم | 3 | 2 | 4 | 5 | 2 | 16 |
| ساير | 4 | 7 | 3 | 4 | 1 | 19 |
| جمع | 49 | 40 | 36 | 37 | 38 | 200 |
آموزش و چرخش شغلي كاركنان
از: بابك اسمعيلي
اهميت توسعه منابع انساني سازمان درجهت بهره وري بر كسي پوشيده نيست وآموزش در زمينه هاي مختلف به منظور ارتقا سطح دانش ، مهارت كاري ، رفتار كاركنان درهر سازمان درجهت توسعه و تجهيز نيروي انساني و درنهايت كارآيي بيشتر سازمان ازاهميت بالايي برخوردار است .
براي نيل به اهداف مورداشاره ، هر سازماني اعم از كوچك و بزرگ مي بايست مجهزبه نيروي انساني لايق و كارآمد باشد. رسالت موسسات آموزشي رسمي ازقبيل دبستان ،دبيرستان و دانشگاه ، ايجاد نظامي براي تربيت و آموزش دانش و معلوماتي است كه افرادرا براي ورود به اجتماع و انجام خدمات موثر آماده مي سازد. ولي افرادي كه به استخدام سازمان درمي آيند، علاوه بر فراگيري دانش و معلومات ، به آموزش تخصصي و حرفه اي نيز نياز دارند تا دانش فني و مهارتهاي لازم را براي انجام شايسته وظايف محول به دست آورند. اين آموزشها به كاركنان كمك مي كند تا نقش فعالتر و موثرتري در نيل به اهداف سازمان ايفا كنند.
آموزش كاركنان كه عبارت از انجام يك سلسله عمليات مرتب ، منظم ، مداوم وباهدف و يا اهداف مشخصي است به سه منظور به كار مي رود:
ايجاد يا افزايش سطح دانش و آگاهي كاركنان ;
ايجاد يا افزايش سطح مهارتهاي شغلي كاركنان ;
ايجاد رفتار مطلوب و متناسب با ارزشهاي پايدار جامعه .
همان گونه كه جوامع بشري از سنتي بودن ، به صنعتي شدن و سپس به فراصنعتي شدن گام برداشته اند، علوم و فناوري هم روبه تكامل ، دگرگوني و پيشرفت است . به موازات اين تغييرات است كه اهميت لزوم و خواص آموزش بيش ازپيش ملموس گشته تاحدي كه برخي از صاحبنظران در اهميت آموزش مي گويند: >آموزش درحقيقت خودمديريت است < بدين معني كه بدون آموزش كاركنان ، پايه هاي مديريت هم متزلزل مي شود و به مخاطره مي افتد. آموزش كاركنان يك امر حياتي واجتناب ناپذير است كه بايد به طور مستمر با مجموع فرايندهاي مديريت موردتوجه قرار گيرد تا ساير فعاليتهاي مديريت بتواند مثمرثمر واقع گردد. آموزش درحقيقت يكي از راههاي اصولي و منطقي هدايت تلاشهاي كاركنان در سازمان است و باعث به كارگيري استعدادهاي نهفته ،به كاراندازي قدرت تخيل و به وجودآمدن حسن انعطاف پذيري فكري لازم در كاركنان خواهدشد.
آموزش كاركنان اگر به روش صحيح ، جامع و كامل انجام پذيرد و به عنوان وسيله اي براي رسيدن به اهداف معين و مشخص از آن استفاده شود داراي فوايد بسياري است ازجمله :
تسهيل در راه نيل به اهداف سازماني ;
ايجاد هماهنگي در نحوه انجام كارها در سازمان ;
تقويت روحيه كاركنان و ايجاد ثبات در سازمان ;
افزايش ميزان سوددهي و اثرات استفاده از سود حاصله جهت رفاه كاركنان ;
جلوگيري از تداخل وظايف و مسئوليتها و دوباره كاريها در سازمان ;
شكوفاكردن استعدادهاي نهفته كاركنان ;
تقويت حس همبستگي و مشاركت كاركنان نسبت به سازمان ;
ايجاد حس انعطاف پذيري و نقدپذيري لازم در كاركنان ;
كاهش نظارتهاي مستقيم و غيرمستقيم ;
ايجاد زمينه موفقيت در امور اجتماعي ، انفرادي و خصوصي .
امروزه آموزشهاي رسمي به تنهايي نمي توانند انسانهاي سازماني را در ابعاد مختلف پرورش دهند و اين به خاطر آن است كه بسياري از توانمنديها و كيفيتهاي نيروي انساني درعمل پرورش مي يابند. يكي از روشهاي بسيار موثر براي گسترش افق ديد كاركنان ،>چرخش شغلي ''JOB ROTATION ''، است .
چرخش شغلي روشي است كه به وسيله آن مي توان كاركناني را كه جزيي نگر هستندو ديدشان تنها به حوزه كاري خودشان محدود مي گردد، تبديل به افراد كل نگر كرد كه مسائل را در ابعاد وسيع تر مي بينند و درك مي كنند. علاوه بر اينكه چرخش در مشاغل مختلف باعث افزايش دانش و تجربيات فرد مي گردد، از خستگي و ملامت روحي نيزمي كاهد و اين امر موجب تحرك فكري و خلاقيت و نوآوري مي شود. همچنين عملكردفرد در سمتها و مسئوليتهاي مختلف ، معيار خوبي براي ارزيابي و سنجش تواناييهاي اوخواهدبود.
چون تامين نيازهاي آموزشي تئوري اعم از آموزشهاي پايه ، تخصصي و عالي وهمچنين آموزشهاي عملي وحضوري ، نيازمند صرف زمان و هزينه و منفك شدن از كاراست ، لذا برنامه ريزان آموزشي سعي مي كنند براي صرفه جويي در زمان موردنياز براي آموزش و تسريع در ايجاد توانايي در نيروي انساني سازمان ، قسمتي از آموزشهاي حرفه اي و عملي را درحين خدمت به كاركنان آموزش دهند.
چرخش در مشاغل فرايندي است كه طي آن كاركنان يك سازمان در سطوح مختلف در مشاغل هم خانواده به صورت جابجايي انجام وظيفه مي كنند. چرخش شغلي يكي ازروشهايي است كه مي توان بدان وسيله يكنواختي در كارها را رفع و انگيزه كاركنان را به مرور دروني كرد. در چرخش شغلي اهداف زير براي كاركنان حاصل مي شود:
كسب اطلاعات كلي درمورد فعاليتهاي اصلي مشاغل هم خانواده ;
درك شيوه هاي اجرايي مشاغل هم خانواده به وسيله كاركنان ;
انجام امور خاص در مشاغل مربوط;
فراهم شدن اطلاعات تخصصي براي تصميم گيري و...
مزاياي كارگردشي
1 - بالندگي در انگيزه ''مسئله يكنواختي و روزمرگي كارها رفع شده وانگيزه ها دروني وپايدار مي شود''.
2 - كسب مهارت حل مسئله ''چون كاركنان با مشكلات مشاغل مختلف آشنا مي شوند وفرايند زير را عملا تجربه مي كنند:
بيان كردن مسئله تشخيص چارچوب حل مشكلات جمع آوري و تجزيه وتحليل داده ها ارائه راه حلهاي عملي و جايگزين تهيه برنامه عملي براي حل مشكل كاري ارزيابي بازخوردها''.
3 - خودانضباطي ''در شرايط معمولي كه هر فردي مسئول يك شغل است ، افرادبه راحتي نارسائيها وكم كاريهاي خود را به ديگران نسبت مي دهند وتعهد و خودانضباطي كمتري دارند. ولي وقتي در نظام چرخش در مشاغل يك نفر مسئول چند شغل گرديدديگر جايي وجود ندارد كه نارسائيها و كم كاريها را بدان نسبت دهد''.
4 - مهارت به هنگام ''نظام چرخش در مشاغل اين امكان را فراهم مي كند تا افراد دائمابه طور عمودي و افقي در مشاغل هم خانواده گردش كرده و مهارتهاي خود را به روز وبه هنگام نگهدارند و آن را تكامل بخشند''.
5 - چندمهارتي شدن كاركنان .
6 - شناخت كامل كاركنان از سازمان و جريان امور آن .
7 - تسريع و بهبود خدمات به مشتريان و ارباب رجوع .
8 - تامين نيروي جايگزين براي مديران .
9 - افزايش قدرت مانور براي اعمال مديريت مديران .
01 - جلوگيري از تك بعدي شدن پرسنل .
11 - كمك به درك متقابل بيشتر بين كاركنان بخشهاي مختلف و توسعه روحيه تعاون وهمكاري و...
واقعا به خاطر اینکه چند مدتی وبلاگ آپدیت نشد متاسفم . دلیل این مسئله مشکلی بود که کلا اتصال من به اینترنت رو مختل کرده بود ولی امیدوارم دیگه این مشکل پیش نیاد.
وبلاگ IRIEW مجددا فعالت رسمی خودش رو آغاز می کنه و اینبار با قدرتی بیشتر.
مهدی صالحی
۸۵/۲/۱۴
جلوتر از زمان حركت كنيد
اين مقاله فنون مديريت زمان را مورد بررسي قرار ميدهد. تعيين اهداف كاري و شخصي، تحليل عوامل اتلاف وقت، كاهش وقفهها و ايجاد تمركز، كار با برگهها و اسناد، بايگاني مدارك، محيط كار مناسب، كنترل زمان تلفن و واگذاري يا تفويض بخشي از مسئوليتها و اختيارات رئوس مطالب اين مقاله را تشكيل ميدهند.
1- مقدمه
آيا تا به حال احساس نكردهايد مانند خرگوش سفيد در داستان آليس در سرزمين عجايب هستيد؟ ... هميشه در عجلهايد اما هرگز به آنچه كه ميخواهيد نميرسيد. آيا شما هم ساعات طولاني كار ميكنيد ولي هميشه اين حس را داريد كه اهدافتان در حال گريز هستند؟
وقتي حمايت از كاركنان كاهش مييابد فشار كار هجوم ميآورد و آنها مجبور ميشوند سختتر، طولانيتر و سريعتر كار كنند. مديريت زمان و رويه واگذاري بخشي از وظايف كاري به همكاران، ديگر يك موضوع تجملي نيست. اين مهارتهاي اساسي ابقاء شدهاند. افزايش معلومات و تجربيات و استفاده از روشهاي مديريت زمان باعث افزايش كارآيي و پيشرفت سريع و مستمر در محل كار ميشود.
2- تعيين اهداف
قبل از اين كه بخواهيد جزئيات مديريت زمان را مشخص نماييد، ميبايست به يك چشمانداز گسترده نگاه كنيد. پايه و اساس كار داشتن يك شناخت صحيح از اهداف و اولويتهاست. سپس به جاي آشفتگي و تغيير مسيرهايي كه باعث ميگردد از موضوع اصلي منحرف و در نتيجه نااميد شويد ميتوانيد فعاليتهاي روزانه را براي پيشبرد اهداف تنظيم كنيد. وقتي اهداف را مشخص ميكنيد ويژگيهاي زير را در نظر داشته باشيد:
- اهداف بايد مشخص، قابل اندازه گيري، دستيابي و زمانبندي باشند.
- اهدافي را مد نظر قرار دهيد كه شما را در حد اعلاي انگيزهدهي قرار ميدهد و امكان بروز قابليتهايتان را فراهم ميسازد.
ضروري است كه از ابتدا با حس دستيابي به موفقيت شروع به فعاليت كنيد و اين امر تنها با تعيين اهداف در حيطه منابع، بودجه، چارچوب زماني و محدوديتهاي سازماني امكان پذير است. هنگامي كه اهداف كاري را مشخص كرديد آنها را در مقولههاي ذيل سازماندهي كنيد:
- اهداف بلند مدت (شش ماه تا يك سال)
- اهداف ميان مدت (يك تا شش ماه)
- اهداف كوتاه مدت (روزانه، هفتگي، ماهانه)
سه هدف اصلي را در هر مقوله به ترتيب اهميت بنويسيد. برگه اهداف را در دسترس بگذاريد و در آغاز و پايان هر روز كاري به آن مراجعه كنيد. آيا وظايفي كه به آنها معطوف شدهايد در راستاي اهداف توضيح داده شده است؟ آيا كمك ميكنند كه به اولويتهايتان برسيد و آنها را كامل كنيد؟ هميشه كارهاي اداري اضافي و غيرقابل پيش بيني كه به طور خودكار سر ميرسند وجود دارند. اما قسمت عمده روز كاري (در حدود ۸۰ درصد) بايد به فعاليتهايي كه مربوط به اهداف است، اختصاص پيدا كند.
اگر ميبينيد بخش عمدهاي از وقتتان صرف كارهايي ميشود كه در رسيدن به اولويتها كمك نميكند يك ارزيابي مجدد و جدي ضروري است. به عقب برگرديد و عواملي را كه باعث اتلاف وقت ميشود شناسايي كنيد. راههايي را جستجو نماييد كه اين مزاحمتها را از بين ميبرد و تلاش نماييد تا كارها را به صورت مناسب بين نيروهاي كاري تقسيم كنيد.
3- تحليل عوامل اتلاف وقت
اغلب اوقات اتلاف كنندههاي وقت، روز ما را به هم ميريزند و مانع از اين ميشوند كه ما روي اهدافمان تمركز كنيم. در حالي كه با نااميدي احساس مينماييد در زمان گير افتادهايد با يك يا چند تغيير ساده ميتوانيد عوامل اتلاف وقت را از بين ببريد. براي مدتي درنگ نموده و آنچه را كه مهمترين استفاده از وقتتان به حساب ميآيد، بررسي كنيد. سپس عامل ويژهاي را كه ممكن است در اين استفاده ترجيحي از وقت دخالت كند، مشخص سازيد.
3-1- مهمترين عوامل اتلاف وقت
- جلسات غير ضروري
- ميز يا محدوده كار نابسامان
- تلفنهاي غيرضروري
- صرف وقت زياد براي پاسخگويي به نامهها
- دسته بندي اوراق بيش از يك بار در روز و صرف زمان طولاني براي سازماندهي آنها
- مشكل داشتن با تكنولوژي(اختلال در كار كامپيوترها)
- صرف وقت زياد در ترسيم برنامههاي كاري براي ديگران
- اختصاص زمان طولاني به برنامه ريزي
- اختصاص زمان طولاني به تحليل اشتباهات
- اختصاص زمان طولاني به پروژه مستندسازي
- تلاش بيهوده براي جلب توجه ديگران به كارهاي انجام شده
- انجام كارهايي كه ميتوان به ديگران محول نمود.
- انجام كار بدون بازده در اوج خستگي
- تغيير برنامه زمان بندي سفرها
- تغيير اولويتها به خاطر تغيير مديريتها
ليست عوامل اتلاف وقت را بررسي و مواردي را كه با آن مواجه هستيد، علامت بزنيد. سپس مهم ترين آنها را از ۱ تا ۵ شماره گذاري كنيد. شماره ۵ نامناسب ترين وضعيت است.
شايد انرژي و حواس شما صرف جلسات غيرضروري و كارهاي اداري بيپايان ميشود. جلساتي را كه بايد در آن شركت كنيد، بررسي نماييد. بدون اين فرض خودكار كه حضورتان در جلسات مورد نياز است، از مسئولان درباره نقشتان در جلسات سئوال كنيد. خواهيد ديد كه اغلب اوقات حضورتان ضروري نيست. هم چنين بپرسيد آيا امكانش هست جلسات را بعدازظهرها برگزار كنند تا صبحها را براي كاري كه فكر خلاق ميخواهد، كنار بگذاريد. به عنوان يك شركت كننده فعال در جلسات دستور و اهداف جلسه را خواستار شويد.
ممكن است بخش عمدهاي از وقت تان صرف خواندن و پاسخ دادن به نامه ها (به خصوص نامههاي الكترونيكي) شود. از همكارانتان درخواست كنيد كه رونوشت همه نامهها را برايتان ارسال نكنند، مگر آن كه اطلاعات آنها مستقيماً مربوط به شما باشد. هم چنين به آنها بگوييد به نامهاي پاسخ نميدهيد مگر اين كه واقعاً نياز به پاسخ داشته باشد. پيشنهاد كنيد فرستندههاي نامهها بيشتر از جزئيات، روي محتوا و چارچوب زماني براي پاسخگويي تمركز نمايند و مهمتر از همه اين كه قاعدهاي براي بررسي نامهها بگذاريد. به عنوان مثال بيشتر از يك بار در روز سراغ نامهها نرويد. البته در برخي مواقع اين امر امكان پذير نيست. اما اين اصل را تعيين كنيد تا مطمئن شويد كه فرايند افكارتان دائماً با مانع مواجه نميشود. گاهي اوقات سادهترين تغييرات يك اثر عميق دارد.
3-2- كاهش وقفهها و نگهداري تمركز با اجراي چند اصل ساده
- تمام تماسهاي تلفني انجام شده را مرور كنيد و براي پاسخگويي به آنها وقت مشخصي اختصاص دهيد.
- افراد را تشويق كنيد كه مسئله كاري خود را از طريق پست صوتي يا پست الكترونيكي با شما در ميان بگذارند.
- پيامهاي كتبي و الكترونيكي را در يك محدوده زماني مشخص بررسي كنيد.
- از افراد بخواهيد كه نامههاي الكترونيكي غير ضروري را براي شما نفرستند.
- هر روز را با ملاقات كوتاه همكاران آغاز نماييد. سپس يك دوره كاري بدون وقفه داشته باشيد و به افراد بگوييد چه موقع در دسترس خواهيد بود.
- در مكالمهها با سماجت به مطالب اصلي بپردازيد. به عنوان مثال با گفتن اين عبارات «آنچه را كه بايد درباره آن بحث كنيم اين نكته است» يا «يك مورد ديگر قبل از اين كه شما برويد» كه نشان ميدهد شما ميخواهيد گفتگو را تمام كنيد.
- افراد پرگو را با گفتن اين عبارت متوقف كنيد: «من چه كاري ميتوانم براي شما انجام دهم؟»
يك شوخي كوچك را تجربه كنيد: وقتي شخصي ميگويد امكان دارد يك دقيقه وقتتان را بگيرم؟ بگوييد حتماً و با خنده زمانسنج را براي اندازه گيري يك دقيقه تنظيم كنيد. - از بهمن كاغذ فرار كنيد.
3-3- برگهها و اسناد
بسياري از اوقات اوراقي كه دور و بر ماست مانع تمركز بر روي اولويتها ميشود. هيچ قاعده كلي براي اين كه چگونه اوراق را مديريت كنيم، وجود ندارد. اين موضوع بستگي به روش خود فرد دارد. بعضي از افراد اگر به وسيله مقدار زيادي از مواد خواندني محاصره شوند احساس راحتي ميكنند در حالي كه افرادي هم هستند كه تنها يك ميز خلوت زمينه ساز افكار واضح آنها ميشود. مهم است كه از تمايل و سطح رضايت خود آگاه شويد و يك سيستم را براي سازماندهي اوراق توسعه دهيد.
البته اگر وقت ارزشمندي را در جستجوي اسناد هدر ميدهيد و مجبوريد بارها و بارها اوراق را تفحص كنيد، اتخاذ يك روش جديد مورد نياز است. اين رويه را امتحان كنيد: اگر تعيين محل سند بيش از ۳۰ ثانيه طول كشيد، بايد سيستم را تغيير دهيد. به جاي آن كه اجازه دهيد كارهاي عقب افتاده اداري باعث ترافيك روي ميزتان شود، هر قطعه كاغذ را ارزيابي كنيد و مشخص نماييد كه آيا بايد آن را كنار بگذاريد، از آن استفاده نماييد و يا فوراً آن را بايگاني كنيد.
كمتوجهي به سيستم بايگاني مدارك ميتواند شما را گرفتار سازد. اگرچه ممكن است شما براي بايگاني و دسترسي به مدارك به كارمندان اجرايي تكيه كنيد، اما بهتر است يك سيستم مخصوص به خودتان داشته باشيد. در اين صورت اگر يكي از همكاران در دسترس نباشد، خود را در پيدا كردن سندي كه به آن نياز فوري داريد، ناكام نميبينيد. ضمناً همكارانتان را هم تشويق كنيد كه از يك رويه سيستماتيك براي تسهيل دسترسي و اجتناب از اتلاف وقت در جستجو براي بايگاني استفاده نمايند.
3-4- چند نكته براي بايگاني مدارك
- اوراق را قبل از بايگاني كردن تاريخ بگذاريد.
- كاغذهاي توده شده را بررسي نماييد، مواردي را كه نياز نداريد كنار بگذاريد و مدارك اساسيتر را جايگزين آنها سازيد.
- پاكت نامههاي باز نشده را كه در رابطه با كار شما نيست دور بريزيد مگر اين كه نشاني پستي آن مشخص باشد.
- مدارك امور جاري را در قسمت جلوي قفسه پروندهها بگذاريد.
- پروندهها را درون هر مقوله به صورت الفبايي مرتب كنيد.
- ۱۰ سانتيمتر از فضاي هر قفسه را خالي بگذاريد. به قدري كه به اوراق آسان تر دسترسي داشته باشيد.
- بر روي قفسهها برچسب بزنيد.
- پرونده كارهاي در دست اقدام را نزديك ميزتان بگذاريد.
- هر گاه يك كاغذ از پروندهها بر ميداريد روي آن يك علامت بگذاريد تا بدانيد كه برگه بعداً بايد بايگاني شود و يا از بين برود.
- يك فهرست از پروندهها تهيه نماييد.
4- محيط كار مناسب
ممكن است ناگهان دريابيد كه تواناييهايتان در انجام وظايف كاهش يافته است و بعد از چند ساعتي كه از زمان شروع كار ميگذرد سردرد ميگيريد. به محيط كار خود دقت نماييد. شايد وسايلي كه با آن سر و كار داريد در وضعيت مناسبي نيست. به عنوان مثال نمايشگر رايانه هم سطح چشمتان نيست و...
براي ترويج خلاقيت و بهرهوري يك محيط راحت و سالم ضروري است. محل كارتان را بررسي كنيد تا دريابيد چگونه ممكن است سطح توان جسمي و ذهني شما را در خود حل كند. وقتي كه همزمان در حال كار با سند چاپي و رايانه هستيد از يك نگهدارنده سند استفاده كنيد. از خم كردن مچ دست به هنگام كار با رايانه و طبيعتاً ضايعات ناشي از آن خودداري نماييد. صفحه كليد را روي يك سطح كه در زير ميز به صورت كشويي حركت ميكند قرار دهيد. صندلي و پشتي آن بايد راحت باشد و تحمل وزن و حركات شما را داشته باشد. ترجيحاً از يك زيرپايي استفاده كنيد. اين مسائل بسيار ساده هستند، اما متعجب ميشويد اگر ببينيد و بشنويد چگونه افرادي كه ميتوانند پروژههاي ذهني شگفتانگيز اجرا كنند از اصول ابتدايي راحتي و آرامش غافلند.
5- كنترل زمان تلفن
قبل از تماس تلفني اين سؤالات را از خودتان بپرسيد:
- من به چه اطلاعاتي نياز دارم؟
- آيا اين تماس سريعترين راه دسترسي به اطلاعات است؟
- آيا يك نامه الكترونيكي موثرتر نيست؟
- چگونه ميتوانم اين گفت وگو را كوتاه نگه دارم و به محور بحث اشاره كنم بدون اين كه صحبتها بدساخت و ابتدايي به نظر بيايد؟
براي اين كه يك تماس تلفني مؤثر باشد يك فهرست اولويت بندي شده از مواردي كه بايد درباره آن بحث كنيد تهيه نماييد. هر مطلبي را كه فكر ميكنيد در طول مكالمه به آن مراجعه خواهيد كرد در دسترس بگذاريد. گفت وگو را با لحن ايجاز و اختصار شروع كنيد. به عنوان مثال: «من نميخواهم زياد وقت شما را بگيرم» يا «من ميدانم كه هر دوي ما خيلي گرفتار هستيم».
وقتي كه نميدانيد مستقيماً با شخص مورد نظر صحبت خواهيد كرد يا نه، براي گذاشتن پيام برنامهريزي كنيد. قبل از گذاشتن پيام يك نفس عميق بكشيد، سپس به صورت فشرده صحبت كنيد. اگر شخصي كه به او زنگ ميزنيد شما را نميشناسد، ابتدا اسمتان را بگوييد و اگر نام سادهاي نيست آن را هجي كنيد، البته به آهستگي، تا شخصي كه به پيام گوش ميدهد بتواند آن را بنويسد. نام محل كارتان را هم بگوييد. سپس مهمترين مسئله را به طور سريع توضيح دهيد. شماره تماس را دو بار ابتدا و انتهاي مكالمه بگوييد و اگر پاسخ نيازمند يك گفتگو است يادآوري نماييد كه چه موقع در دسترس هستيد.
6- واگذاري بخشي از مسئوليتها
بسياري از افراد در صورت واگذاري كار به ديگران دچار آشفتگي ميشوند. بدون محول نمودن بخشي از فعاليتها به ديگران هرگز نميتوانيد وقتتان را تحت فرمان داشته باشيد. اين رويه اجازه ميدهد روز كاري را با تأكيد بر اولويتها سپري نماييد. بدون اعتماد به ديگران در انجام كارها در جزئيات كم اهميت غرق ميشويد و قادر نخواهيد بود انرژي و توانتان را به سمت اهداف هدايت كنيد. چند مسئله اساسي وجود دارد كه افراد را از اجراي اين روش دور نگه ميدارد. درباره موردي كه مانع كار شماست فكر كنيد:
- مسئله اول: «هيچ كس وظايف را آن طوري كه من انجام ميدهم، انجام نميدهد.» ممكن است اين مسئله حقيقت داشته باشد كه برخي از وظايف پيچيدهتر را شما انجام ميدهيد، اما احتمالاً اين حقيقت ندارد كه همه فعاليتهاي شما در بالاترين حد پيچيدگي است. اگر غرورتان اجازه نميدهد بپذيريد فرد ديگري ميتواند امور محوله را بهتر انجام دهد، در نظر داشته باشيد كه ممكن است آن شخص وظايف را به قدر كافي رضايتبخش انجام دهد.
- مسئله دوم: «هيچ كس مانند خود من اين وظايف خاص را سريع انجام نميدهد.» ممكن است اين نكته هم حقيقت داشته باشد. اما اگر شخص ديگري ميتواند وظايف را با توجه به فرجه زماني تعيين شده به قدر كافي سريع انجام دهد و در روال جاري نگه دارد، پس ميتوانيد بخشي از مسئوليتها را به او بسپاريد.
- مسئله سوم: «اگر بنا باشد من مسئلهاي را چند بار توضيح دهم، خودم آن را انجام ميدهم حتي با سرعت بيشتر و بهتر». ممكن است اولين بار كه ميخواهيد كاري را به شخص ديگري واگذار كنيد، مجبور شويد آن را توضيح دهيد. هم چنين امكان دارد مجبور شويد اين كار را براي بار دوم، سوم و چهارم نيز تكرار نماييد. اين رويه موقتي است و همكاران به تدريج كار را ياد ميگيرند؛ تا حدي كه نياز به توضيح بيشتري نيست و شما هم در نهايت وقت خود را ذخيره ميكنيد.
با تقسيم بندي فعاليتها در سه سطح ميتوانيد يك روش كاري جديد در پيش بگيريد:
(1) وظايفي كه مطمئن هستيد فقط خودتان ميتوانيد آنها را انجام دهيد.
(2) وظايفي كه ممكن است شخص ديگري قادر به انجام آن در سطح قابل قبولي باشد، حتي اگر شما در انجام آن سريع تر و بهتر هستيد.
(3) وظايفي كه يقيناً فرد ديگر به خوبي شما قادر به انجام آن هست.
با محول نمودن وظايف سطح ۳ شروع كنيد. به تدريج ميتوانيد شخصي را براي انجام كارهاي سطح ۲ آموزش دهيد. اين كار باعث ميشود وقت بيشتري داشته باشيد و روي اولويتهايتان كه وظايف سطح ۱ است تمركز كنيد. واگذاري مسئوليتها را ضمن ارائه آموزشهاي ويژه انجام دهيد. سطح واگذاري وظايف بستگي به قابليتها و تجربيات شخصي دارد كه كار به او محول ميشود. در كل صرف يك مقدار زمان بيشتر براي آموزش، وقت را براي تشريح مسائل و مرور بعدي آنها ذخيره خواهد كرد. مطمئن شويد شخصي كه مسئوليتها را به او ميسپاريد در مورد مسائل ذيل اطلاع كافي دارد:
- اهداف، اولويتها، فرصت زماني، اهميت كارها
- نحوه اطلاع يابي از منابع و افرادي كه ميتوان در موقع نياز به آنها مراجعه كرد.
به خاطر داشته باشيد كه انگيزه اصلي در واگذاري مسئوليتها به دست آوردن نتيجه مطلوب است. براي تقويت روحيه كاري، در محدودههاي مشخص براي همكاران مسئوليتهاي جديد تعريف كنيد و به منظور نشان دادن اعتماد به تواناييهاي ايشان، منابع و امكانات كافي براي انجام كار فراهم نماييد و يا توضيح دهيد چگونه ميتوانند به آن منابع دسترسي پيدا كنند. در مورد بازتابها و مسائل مربوط به كار سؤال كنيد و صبور باشيد. به كسي كه مسئوليتي را واگذار نمودهايد زمان كافي بدهيد تا سرعت بگيرد.
صرف وقت كم در آموزش زيانهاي اساسي به همراه خواهد داشت. گاهي اوقات محول نمودن مسئوليت يك ذخيره كننده فوري وقت است و گاهي يك سرمايه گذاري درازمدت است. اما در نهايت صرف وقت بيشتر روي اولويتها و اهداف، هميشه يك سرمايه گذاري ارزشمند است و اصول هدايتي ذكرشده پشتيبان شيوههاي مديريت زمان است.
مديريت اطلاعات گزينش نيروي انساني
در اين مقاله جمعآوري اطلاعات پرسنلي از داوطلبان استخدام از بعد ميزان، نوع، زمان مناسب، نحوه ثبت، نگهداري، روزآمدسازي و پردازش در مراحل مختلف گزينش، مصاحبه و استخدام مورد بررسي قرار ميگيرد.
1- مقدمه
يكي از اركان نظام جامع امور اداري، ركن منابع انساني و از جمله فرآيندهاي اين ركن نيز «گزينش نيروي انساني» است و در اين نوشتار به مبحث مديريت اطلاعات در گزينش نيروي انساني ميپردازيم.
در اغلب سازمانها به هنگام استخدام و گزينش نيروي انساني، فرمهاي خاصي جهت كسب حداقل اطلاعات شخصي داوطلبان استخدام، تهيه شدهاند. هر چند اين نكته عموميت ندارد ولي كسب يا در اختيار داشتن اطلاعاتي كه از صحت آنها اطمينان نداريم، نه تنها كمكي به سازمان نميكند بلكه موجب گمراهي سازمان نيز ميشود.
به منظور جلوگيري از انحراف اطلاعات در ابتدا بايد ديد كسب اطلاعات پرسنلي به چه منظور انجام ميشود؟ كسب اطلاعات پرسنلي قاعدتاً بايد طي چندين مرحله انجام گيرد. سپس در مرحه تنفس يا در زمان تصميم گيري براي استخدام، كليه اطلاعات در كنار هم قرار داده شوند تا امكان بهرهبرداري از آنها ميسر گردد.
2- مرحله نخست جمعآوري اطلاعات
در اين مرحله يكسري از حداقل اطلاعات براي شناخت داوطلبان استخدام لازم است. متأسفانه كم نيستند سازمانهايي كه در همين مرحله نيز مايل هستند تمامي اطلاعات داوطلبان اعم از مشخصات فردي و خانوادگي، تحصيلات، تجارب كاري، سوابق علمي و تأليفات و غيره را جملگي در يك فرم و در مرحله قبل از مصاحبه استخدامي كسب كنند.
اين كار اولاً كمكي به سازمان نميكند چرا كه كمتر مصاحبهكنندهاي توانايي به خاطر سپردن تمامي اين حجم اطلاعات متنوع از دهها داوطلب استخدام را دارد و در ضمن اگر بر فرض محال توانايي اين كار را هم داشته باشد تنوع و حجم اين اطلاعات موجب كاهش قدرت تجزيه و تحليل مصاحبه كننده ميشود كه در هر صورت منتهي به تنزل كيفيت فرآيند گزينش نيروي انساني ميگردد.
ثانياً در صورت عدم جذب بسياري از داوطلبان (كه بدليل محدوديت ظرفيتها)، طبيعتاً تعداد قابل توجهي از داوطلبان در اغلب موارد استخدام نميشوند و اين موضوع (يعني كسب تمامي اطلاعات اشاره شده در اين مرحله) موجب اعتراض بحق داوطلبان ميشود.
به منظور جلوگيري از بروز اين گونه مسائل پيشنهاد ميگردد كه سازمان، در مرحله انتخاب اوليه از بين داوطلبان، به اطلاعاتي شامل اطلاعات فردي، تحصيلات، تجارب و سوابق كاري، سوابق علمي و شرايط اختصاصي بسنده نمايد. براي جلوگيري از اتلاف وقت داوطلبان و سازمان، پيشنهاد ميگردد بلافاصله پس از تكميل فرم اطلاعات اوليه، در صورتيكه بنا به تشخيص واحد متولي گزينش نيروي انساني، داوطلب براي احراز سمت مورد نظر مناسب تشخيص داده شد، آزمونهاي عمومي هوش و شخصيت از داوطلب بعمل آمده و با در نظر داشتن حداقل نياز جايگاه سازماني مورد نظر، جهت اخذ آزمونهاي تخصصي احتمالي توسط واحد يا شخص متقاضي نيروي انساني اقدام گردد و در صورت موفقيت، مجموعهاي از اطلاعات اوليه اخذ شده، نظر واحد متولي گزينش نيروي انساني و نتيجه آزمونهاي هوش، شخصيت و آزمون تخصصي، همچنين رتبه هريك از داوطلبان به روي نمودار، به اطلاع شخص يا واحد متقاضي نيروي انساني رسانده شود و در صورت صلاحديد واحد يا شخص مزبور، مصاحبه انجام گردد.
همچنين لازم است در هر صورت، پس از پايان مصاحبه ابتدايي، نتيجه بطور ضمني به اطلاع داوطلب رسانده شود ويا حداقل تأكيد شود كه در صورت نياز حداكثر ظرف مدت مشخصي جهت مصاحبه بعدي از داوطلب دعوت خواهد شد. همچنين لزومي به اطلاع داوطلب از نتيجه آزمونهاي هوش، شخصيت و آزمون اختصاصي نيز نميباشد و در صورت جويا شدن داوطلب نيز ذكر اين نكته كه نتايج بصورت نسبي و مقايسهاي ميباشد، كفايت مينمايد.
لازم است كليه مراحل بالا در حداقل زمان ممكن و در طي يك جلسه انجام گردد تا موجب اعتراض بعدي داوطلباني كه به استخدام سازمان در نيامدهاند، نگردد. به اين منظور لازم است واحد متولي گزينش نيروي انساني كليه تلاش خود را مصروف راهبري و اجراي مرتب مراحل فوق نمايد.
3- مرحله مصاحبه استخدامي
پس از مصاحبه اوليه، چنانچه متقاضي نيروي انساني، هر تعداد از داوطلبان را مناسب تشخيص دهد، واحد متولي گزينش نسبت به تكميل مدارك و جمع آوري اطلاعات اين دسته از داوطلبان بصورت متمركز و برگزاري مصاحبه استخدامي اقدام مينمايد.
لازم است در اين مرحله، اطلاعات ثانويه شامل:
-
مشخصات دقيق شناسنامهاي
-
وضعيت تأهل، مشخصات و سوابق تأهل
-
تعداد و مشخصات دقيق فرزندان و افراد تحت تكفل
-
وضعيت مسكن و مشخصات دقيق مربوطه (شامل تملك، آدرس و كروكي) از مدت معيني تا به حال
-
وضعيت و سوابق تحصيلي و مشخصات دقيق مربوط به زمان و مكان تحصيل
-
سوابق علمي و آموزشي و مشخصات دقيق مربوط به زمان، مكان، نام استاد يا استاد راهنما يا مسئول گروه آموزشي و دليل نياز به آموزشها
-
سوابق و تجارب شغلي مرتبط و غير مرتبط، با ذكر دقيق مقاطع زماني، مكان، وظايف محوله، اقدامات انجام شده، طريقه آشنايي و علت قطع رابطه استخدامي، نام فرد يا افراد مافوق
-
نام، مشخصات و آدرس معرف يا معرفهايي با ذكر مدت، نوع و ميزان آشنايي (ترجيحاً غير منتسب)
-
نام، مشخصات و آدرس بستگان درجه اول
همراه با تعهد كتبي و مشروط به بيان واقعيات، از داوطلبان دريافت گردد. همچنين بايد به كليه داوطلبان تصريح گردد كه قطعاً اطلاعات و مدارك ارائه شده، كنترل و جهت احراز تواناييهاي شغلي پيرامون ايشان تحقيقاتي صورت خواهد گرفت.
سپس از داوطلبان، توسط مقام مسئول استخدام سازمان، مصاحبه بعمل آمده و نتيجه به واحد منابع انساني اعلام ميگردد. هر چند اطلاعاتي كه بلافاصله قبل از مصاحبه استخدامي اخذ ميگردد، داراي دقت تقريباً زيادي هستند ولي براي رفع سوء تفاهم بعدي بهتر است كليه اطلاعات قبل از اعزام داوطلب به مصاحبه نهايي، بوسيله واحد متولي گزينش و همراه با داوطلب كنترل شده و مجدداً نظر مشورتي واحد متولي گزينش در فرم كسب اطلاعات قيد گردد.
4- مرحله استخدام
هر چند به لحاظ محدوديت قوانين كار و تامين اجتماعي و مقررات تبعي، شروع بكار آزمايشي داوطلب قبل از استخدام رسمي و انعقاد قرارداد توصيه نميشود. چنانچه بنا به نياز سازمان، داوطلب بلافاصله پس از طي مراحل گزينش مشغول بكار گردد لازم است حداقل ظرف مدت 10 روز نسبت به تحقيق در خصوص صحت مدارك، سوابق و اظهارات داوطلب اقدام و نتيجه به اطلاع مقام مسئول استخدام سازمان برسد. در اينصورت پيشنهاد ميگردد در صورت مواجهه با موارد متناقض با اظهارات داوطلب يا مخالف مقررات سازمان، ضمن اطلاع فوري به واحد متقاضي نيروي انساني، موضوع با داوطلب در ميان گذاشته شده و حل و فصل گردد كه البته اين موضوع منحصراً به سياستهاي سازمان و سبك مديريت منابع انساني سازمان مرتبط ميباشد.
در پايان، لازم است اطلاعات ثانويه مستخدم و سوابق تحقيقات گزينش، در پرونده محرمانه پرسنلي و مجزا از اطلاعات پرسنلي كاركنان كه احتمالاً در اختيار مديران و سرپرستان قرارداده ميشود، نگهداري گردند. همچنين لازم است اطلاعات اوليه نيز بصورت ادواري روزآمد شده و در اختيار سرپرستان يا مديران مربوطه قرار گرفته و سپس در پرونده پرسنلي كاركنان نگهداري گردد.
من و مشتريانم
اين مقاله به نگرش و فنون برخورد با مشتري ميپردازد و نكات سودمندي براي كسب و كارهاي كوچك ارائه ميكند.
مقدمه
كسب و كارهاي كوچك معمولاً با مشكلات زيادي روبه رو ميشوند. براي مثال، شخصي كه كار دو، سه يا چهار نفر را به تنهايي انجام ميدهد، مسلم است كه در كارش با مشكلات زيادي روبه رو ميشود چرا كه همزمان بايد مشتريان را ملاقات كند، محصولاتش را بفروشد و در سمينارهاي مختلف شركت كند. جرالد كين درباره انجام دادن تجارت يك نفره به شوخي ميگويد: «آقا بالاسر خود بودن خوب است، چرا كه هم ميتوانيد فقط نصف روز كار كنيد و يا در روز دوازده ساعت سر كار باشيد».
نكتهاي كه بايد تمام كاسبان و تاجران به آن توجه كنند اين است كه بايد در زمان بسيار محدودي كارها و وظايف بسياري انجام دهند و البته بايد از حداقل كار بهترين نتيجه لازم را بگيرند يعني كارشان بايد بيشترين بهره داشته باشد. اما براي اينكه از كمترين زمان بهترين استفاده را برد چه بايد كرد؟
اگر شما دوست داريد كه برنامهها و كارهايتان را به سريعترين و بهترين نحو انجام دهيد بهتر است كه به نكاتي كه در اين مقاله به آن اشاره ميشود خوب توجه كنيد و آنها را در رأس كارهايتان قرار دهيد. البته براي اينكه خواندن اين مقاله خسته كننده نباشد اين نكات به صورت پرسش و پاسخ آمده است و فايده ديگر آن اين است كه به خاطر سپردن نكات آسانتر ميشود.
پرسش اول
چگونه ميتوانم مشتريان بيشتري بگيرم؟
پاسخ: گاهي اوقات براي جلب مشتريان بيشتر لازم است كه كارهايي را كه تاكنون براي اين كار انجام دادهايم، متوقف كنيم. گاهي اوقات بايد از روشهاي مؤثري براي اين كار استفاده كرد. البته روشهاي استانداردي براي جلب مشتريان وجود دارد و نيز روشهاي غيراستاندارد ديگر. اما اين نكته را به خاطر داشته باشيد: يك روش را بارها و بارها امتحان كنيد. اگر انتظار داشته باشيد كه نتايج منفي به همراه داشته باشد پول و انرژي خود را از دست دادهايد. بنابراين آنچه كه بايد انجام دهيد فقط كار كردن نيست. ذهنتان را متوجه اهداف و كارهاي ديگر كنيد. همان طور كه پيشتر اشاره شد گاهي اوقات راه حل مشكل اين نيست كه چه كار ديگر بايد انجام داد بلكه اين است كه براي گرفتن مشتريان بيشتر انجام چه كارهايي را بايد متوقف كرد.
نكته مهمي كه بايد به ذهن بسپاريد اين است كه قوانين و مقررات نامرئي در جهان وجود دارند. حتي اگر شخصي با ذهنيت متافيزيكي نباشيد، ميتوانيد ببينيد كه نيروهاي نامرئي بسياري در زندگيهاي ما وجود دارد. الكتريسيته، نور، گرما و غيره. يك بذر را در نظر بگيريد: به محض آنكه در دل خاك كاشته ميشود، نيروهاي نامرئي دست به كار ميشوند و آن را به يك گياه، درخت يا بوته تبديل ميكنند. تمام اين نيازها چيزهاي بسيار اساسي هستند كه به بذر كمك ميكند كه قسمتهاي ديگري به آن اضافه شود و باصطلاح رشد و نمو كند. اما بيشتر مردم فكر ميكنند كه چنين نيروهايي به چيزهاي مرئي و مشهودي كه ميتوانيم در زندگي روزانه خود ببينيم، تعلق ندارد.
آيا شما احساس كردهايد كه در طول يك روز همه چيز بر وفق مرادتان پيش ميرود و باصطلاح كارهايتان روي غلتك افتاده است؟ در اين مواقع چه فكر كردهايد؟ آيا دوست داشته ايد كه تلاش اضافي كه به نتايج عادي بزرگتر ميانجامد، انجام دهيد؟ چه چيزي آن روز را متفاوتتر از روزهاي ديگر كرده است؟ نيروهاي نامرئي كه به نفع خود تحت كنترل درآوردهايد. آيا تاكنون با كسي ملاقات كردهايد كه شما را سخت تحت تأثير خود قرار داده باشد، به اصطلاح شما را جادو كرده باشد؟ آيا به نظرتان او يك آدم جذاب بود؟ البته منظورم زيبايي و جذابيت فيزيكي نيست بلكه انرژي اوست. راز اين دسته افراد اين است كه اين افراد موفق ياد گرفتهاند كه چگونه چهار قدرت نامرئي خود را كنترل و هدايت كنند.
چهار قدرت نامرئي عبارتند از:
- رفتار
- تمركز
- گفت وگوي دروني با خود
- باورها.
روش و رفتار مثبت باعث خلق مثبت ميشود. من از ساده طبعي و يا تأييدات بيفايده سخن نميگويم، بلكه عقيده دارم كه احساس و برداشت من از جهان مردم، وقايع و اتفاقات و باورها و رفتارهاي مناسب با آن را برايم به ارمغان ميآورد. آنچه كه زندگيم را تغيير ميدهد نوع نگاه و نگرش من به اشياء و افراد و در كل، جهان است.
يك فكر مثبت نتيجه مثبت به همراه دارد. با نگاه كردن به گلها، گياهان و درختان و ديگر چيزها اين احساس را در خود به وجود آوريم كه براي رشد آنها نيروهاي نامرئي دستاندركارند. اما علفهاي هرز از كجا ميآيند؟ از بذرها. نتايج احساسات خود از كجا نشأت ميگيرند؟ بذرهاي افكار، باور و رفتارها. در ذهن شما چه چيزي كاشته شده است؟ زندگي هميشه ما را با چالشها و مشكلات زيادي روبه رو ميسازد.
از اين رو مهم است كه اين نظريه را به خاطر بسپاريم: يك شخص بدبين هر فرصت و شانس را يك مشكل ميبيند و يك شخص خوشبين مشكلات را يك فرصت ميداند.خود من چه از نظر شخصي و چه از نظر شغلي به اين نتيجه رسيدهام كه داشتن ذهنيت مثبت باعث افزايش اعتماد به نفس در انسان ميشود. شايد اگر اين حرف را به دوستانتان بزنيد آنها به شما بخندند و بگويند: «اين از آن حرفهاي متافيزيكي عجيب و غريب است.» اما اين مسئله را به خاطر بسپاريد كه آنها چه موفقيتهايي در زندگيشان كسب كردهاند؟ زندگي افراد مشهور را مطالعه كنيد. در زندگي انسانها لحظاتي وجود دارد كه بايد به آن نگاهي عميقي انداخت. خود من متوجه شدهام كه عامل مهم موفقيت شغليام ديدگاه و نگاه مثبتي بوده است كه به كارم داشتهام.
اگر به نتايج بهتري در زندگي شخصي و شغلي خود نياز داريد، دو چيز است كه بايد به آنها بيشتر از هر چيز ديگر توجه كنيد:
- چگونه به نتايج مثبت و جالبي در زندگيتان دست يابيد؟ با استفاده از نيروهاي نامرئي كه در وجود هر موجود زندهاي به وديعه گذاشته شده است؟ چنانچه نتايج حاصله مثبت نيستند، استفاده از اين نيروها ميتواند تغييرات زيادي را در شما به وجود آورد.
- افزايش اعتماد به نفس در كسب موفقيت بسيار مهم است. گفت وگوي دروني با خود و تكرار كلمات و جملات تأكيدي روش بسيار مفيدي براي افزايش اعتماد به نفس در انسان ميشود. يكي از مشتريانم با استفاده از اين روش توانست ۴۰ پوند از وزنش را البته بدون كم كردن از ميزان غذاي خود كم كند.
تغييرات كوچك ميتواند نتايج بزرگي به همراه داشته باشد. سعي كنيد كه دستورات بالا را به مدت چند هفته به كار گيريد.
پرسش دوم
چرا وقتي كه مطمئنم كه مشتريان خوبي پيدا كردهام، آنها را خيلي زود از دست ميدهم؟
پاسخ: وقتي كه دانش آموز سر كلاس حاضر باشد، سر و كله معلم نيز پيدا خواهد شد. حال ممكن است معلم بد باشد. هر جا كه فروشنده باشد، مشتري هم است، اما بايد روش تشخيص آنها را خوب بدانيد.
پرسش سوم
ميدانم درست نيست كه اين را بگويم اما گاهي اوقات يك مشتري تمام روزم را خراب كرده است. در اين مواقع چه كار بايد بكنم؟
پاسخ: آيا فقط يك بار اتفاق ميافتد يا هميشه؟ ياد بگير چطور اين تناقض را تغيير دهي تا تو و مشتريهايت به جاي عذاب كشيدن از معامله لذت ببريد.
پرسش چهارم
ميدانم براي اينكه كارم را بسيار خوب انجام دهم بسيار خوب هستم اما به دلايلي چندان اعتماد به نفس ندارم. با اين وضعيت چگونه برخورد كنم؟
پاسخ: هميشه چيزهاي كوچك هستند كه باعث بروز اختلافات بزرگ ميشوند. داشتن ديدگاه و ذهنيت مثبت و باور داشتن تواناييهاي خود باعث ميشود كه ترستان از انجام كار بريزد و از كارتان لذت ببريد.
پرسش پنجم
دستهاي از افراد وجود دارند كه نميتوانم با آنها ارتباط برقرار كنم. اين در حالي است كه يقين دارم كه آنها مشتريان بسيار خوبي از آب در ميآيند. چه كار كنم كه بتوانم آنها را متقاعد سازم؟
پاسخ: يك بار كسي گفت: «من تا به حال نتوانستهام همسرم را درك كنم». يك روز تمام با او صحبت كردم ولي نتوانستم حرف هايش را بفهمم. چيزي كه عجيب است اين است كه اگر چه پاسخ به اين سؤال بسيار روشن است، اما بيشتر افراد نميتوانند پاسخ اين سؤال را بيابند و همين مشكل هم بر روي افراد كاسب و بازرگان نيز تأثير ميگذارد.
پرسش ششم
من براي متقاعد كردن مشتريانم دست به هر كاري ميزنم، اما بيشتر اوقات نتيجه نميدهد. آيا تكنيك مؤثري براي اين كار سراغ داريد؟
پاسخ: گاهي يك تصوير كار هزاران كلمه را ميكند. سعي كنيد از محصولاتتان تصاوير واضح و زيبايي تهيه كنيد. در اين صورت خيلي راحتتر مشتريان خود را براي خريد اجناستان قانع ميكنيد.
تغيير مديريت و ايجاد تنش در سازمان
تغيير و تحولات مديريتي در سطوح مختلف سازمانها، از آنجا كه يك دوره فترت كاري ايجاد ميكند و با نوعي بيهنجاري يا بلاتكليفي سازماني همراه است، برخي تنشهاي درون سازماني را دامن ميزند. كاركنان در شرايط بيهنجاري سازماني از يك سو نظم و نظام روابط كاري قبل را متزلزل و پايانيافته ميبينند و از سوي ديگر هنوز قاعده و نظم جديدي نيز مستقر نشده كه بتوانند بر مبناي آن زندگي كاري و شغلي خود را تنظيم كنند. به همين دليل بيشتر كاركنان در وضعيت رهاشدگي و بلاتكليفي و فقدان هنجار قدرتمند سازماني، هنجارهاي شخصي و فردي را ملاك و مبناي زندگي كاري قرار ميدهند كه منشاء بسياري از تنشهاست.
در شرايط بيهنجاري سازماني كاركنان براساس تصورات و برداشتهاي خود از روحيات، ديدگاهها و تواناييهاي مديران آينده دست به اقدامات مختلف و متفاوتي ميزنند. برخي تلاش ميكنند با اعمال و اقداماتي جايگاه سازماني خود را در آينده تثبيت كنند. اين قبيل اقدامات از طرح ايدههاي جديد و طرحهاي بديع تا حبس يا پخش اطلاعات درون سازماني و حتي تخريب همكاران و رقباي احتمالي را شامل ميشود. برخي ديگر بي ساماني و ضعيف شدن سيستمهاي كنترل و نظارت در دوره فترت را فرصتي مناسب براي برخي تخلفات اداري يا سوء استفادههاي نامشروع از اموال سازمان ميبينند.
گروهي ديگر كه تصوري منفي يا نامطلوب از مديران آينده دارند، كنج عزلت گزيده و انزوا و گوشهگيري پيشه ميكنند. گروههاي ديگر به فكر اتحاد و اتفاقهاي جديد با تيم احتمالي همكاران مديران آينده ميافتند و دوستي و روابط جديد كاري ايجاد ميكنند كه خود منشاء مرزبنديها و خط مشيهاي درون سازماني و تنشهاي ديگر ميشود. گروهي نيز كه مديريت آينده را مغاير با منافع خود ارزيابي ميكنند راه تخريب منافع سازماني را در پيش ميگيرند.
همه اين فعل و انفعالات كه در فقدان حضور مدير در سازمان رخ ميدهد گروههاي مختلف كاركنان سازمان را در برابر يكديگر يا در برابر سازمان قرار ميدهد و محيطي پرتنش را ايجاد ميكند. اولين گام هر مدير جديد، كاهش اين نوع از تنشها با پركردن خلاء ارتباطات انساني و نيز تصحيح تصوير قالبي و همراه با پيشداوري از خود و خط مشيهاي سازماني است. كسب مهارتهاي ارتباطي براي انجام اين مهم قبل از تكيه بر دستورالعملهاي خشك و شديد و غليظ سازماني ضروري است. كمتوجهي به اين موضوع و تصور مكانيكي از روابط انساني سازمانها ميتواند ضريب تنشها را افزايش داده و محيط را براي پيشبرد اهداف سازماني تخريب كند.

